تبليغاتX
حرفهایی با خدا جونی
حرفهایی با خدا جونی

خدا جونی دوستت دارم حرفامو گوش کن

سلاااااااااام

حال واحوال؟

خوبین؟

ایندفعه میخوام در مورد یکی بنویسم که خیلی واسم زحمت کشیده

خیلی دوستش دارم با اینکه یه کم به من گیر میداد ولی بازم دوستش دارم

ولی حالا.....

منظورم مادر بزرگمه

یه چند ماهی هست که حالش بده

سکته مغزی!!!!

ازبس عصبی بود و برا دونه دونه بچه هاش حرص میخورد

ولی الان داره روز به روز لاغر تر میشه دیگه حرف نمیزنه

اصلا دیگه طاقت ندارم ببینمش،همش خوابیده یه طرف بدنش

از کار افتاده نمیتونه حرکت کنه!!خدااااااا

وقتی فکر میکنم قبلا چجوری بود و الان چجوری شده خیلی اعصابم خورد میشه

خیلی دوست داشت عروس شدنه منوببینه ولی الان هیشکیو نمیشناسه

اصلا حال حرف زدنم نداره

مادر بزرگم چشم وچراغ فامیل داغون ماست(به قول مهناز فامیل داغون)

خیلی عزیزه همه دوستش دارن

برا خوب شدنش عموهام از هیچ چیزی دریغ نکردن ولی انگار خدا

نمیخواد....

از شما دوستای عزیزم میخوام دعاش کنین

دعا کنین زودتر خوب بشه خیلی دلم واسه حرف زدناش نصیحتاش تنگ شده()

 

بازم میام

خدا نگهدار

نوشته شده در یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 11:27 توسط من| |

سلام به دوستای گل وعزیزم

حالتون خوبه؟چه خبرا؟خوش میگذره؟

ببخشیدیه مدتی نبودم آخه سرم حسابی شلوغ بود!!!

آخه  میدونین ازدواج کردماونم توسن ۲۰ سالگی!!!

اصلا فکر نمیکردم اینقدر زود ازدواج کنم اماشد دیگه کاری نمیشه کرد!!!!!!!!!!!

بااینکه اولابه ازدواجم راضی نبودم اما الان حسابی خوشحالم

خداکنه این خوشحالی هیچوقت تموم نشههمسرموخیلی دوست دارم

یعنی عاشقشم یه لحظه هم نمیتونم بدون اون سرکنم٬ اون همه چی تمومه(ازسرمنم زیاده)

اخلاقش٬باوراش٬ اعتقاداتش همه ی خصوصیاتش مثه خودمه

(هم ازنظر ظاهری عالیه هم باطنی)

(نمیخوام پزبدم ولی بالاخره شمادوستامین باید خبرداشته باشین دیگه)

خدایاشکرت

(امیدوارم همه ی دختر پسرا خوشبخت بشن)

خوب دیگه وقت رفتنه باید برم شرمنده

بازم میام

دوستون دارم          خدانگهدااااااااار

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 13:43 توسط من| |

خدايا خودت ميدوني كه چه قدر دوست دارم خودت ميدوني كه جز تو هيچ كسيو ندارم خودت كمكم كن تو دلم يه بغضه ولي نميدونم چجوري خاليش كنم خدايا خيلي وقته كه حالم گرفتس خدايا ازت دور شدم خودم اينو ميدونم بنده ي بدي شدم همه از دستم ناراحت ميشن ميدونم خيلي بزرگي بزرگيتو هر روز دارم ميبينم خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت 17:44 توسط من| |

 

سلام

عبادتهاتون قبول حق

يه چند روزي هست كه وارد ماه محرم شديم ماه عزا ماه خون و قيام

اميدوارم تو اين ماه بزرگ هممون به خداي بزرگ نزديك تر بشيم به

 وسيله ي امام حسين عزيز

امامي كه رنجهاي بسياري رو ديد زجر زيادي كشيد ولي آخرش سر بلند از اين دنيا رفت

بيايد حداقل سعي كنيم راه اون امام بزرگوار رو ادامه بديم به خدا

اگه امام قيام نميكرد الان معلوم نبود چه بر سر دين اسلام ميومد.هر چند الانم .........

راستي بذارين يه يادي از غزه بكنم شهري كه اين روزا حال و روزشون

 بدتر از روز عاشوراي سالهاي پيش نيست

آخه اين بچه ها چه گناهي كردن كه بايد اينجوري تيكه تيكه بشن چراااااااااااااا؟

وقتي ميديدمشون كه به اين وضع افتادن دلم ريش ريش شدL

خدا الهي دستشون رو بشكنه الهي از هستي ساقط شن!!!!


تو اين روزا كه ميرين مسجد يا هيئت حتما دعاشون كنين گناه دارن آخه اونا هم آدمن

من تقريبا هرچي تو دلم بود گفتم

ديگه نوبت شماست كه حرفاتون رو توي نظرات بگين

يا علي

 الهی بمیررررممممممممم

 

 

 

نوشته شده در شنبه چهاردهم دی 1387ساعت 9:49 توسط من| |

 

سلام به همه ي شما دوستاي خوبم.حالتون خوبه؟سر حال هستين؟

بعد از يه مدت طولاني اومدم آپ كنم.خيلي وقته كه حس آپ كردن ندارم يعني اصلا نميدونم چي آپ كنم.

ولي حالا ميدونم:

خيلي وقته كه حالم خوب نيست نه شب دارم نه روز!همش دلم ميخواد تنها باشم

دلم ميخواد يه گوشه اي بشينم و به بدبختي هام فكر كنم

ولي تنهايي هم ديگه واسه ما كلاس ميذاره!!!!ديگه پيشم نمياد

همش استرس دارم خيلي وقته كه درست و حسابي نخنديدم‌‌‍،اونم من كه استاد خنديدن بودم.ولي ديگه.......

شدم عينه پيرزنها!

 

 

خدا جونم داري ميشنوي؟داري ميبيني كه چه حالي دارم؟چرا كمكم نميكني؟

ميدونم اگه تو هم نبودي حالم خيلي از ايني كه هست بدتر ميشد.

خداي خوبم تو كه هيچوقت بنده هاتو تنها نميذاري حتي بنده هاي گناهكارتو پس منم تنها نذار

(اين تنهايي با اون تنهايي كه اول گفتم فرق ميكنه هااا)........

خدا كمكم كن بشم همون دختر سابق.همون دختري كه همش شاد بود هيچي براش مهم نبود.همون دختري كه

يه لحظه هم خنده از روي لباش نميرفت حتي موقع خواب!

خدا جوني خودت كه يكي از مشكلاتي كه باعث شده به اين حال بيفتم رو ميدوني پس چرا حلش نميكني؟

من كه به همه دري زدم اما فايده اي نداشت ميدونم شايد حكمتي توش باشه ولي آخه چه حكمتي؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدايا ديگه مغزم كار نميكنه!!!خودت به دادم برس اي دادرس بندگان!!!

 

خدا جونم من ديگه نميدونم چي بگم خودت همه ي حرفامو ميدوني!

خوب دوستاي عزيزم حال و روزم رو ديدين؟؟؟؟؟
فقط ازتون ميخوام كه دعام كنين،راهنماييم كنين!!!

ديگه وقته رفتنه .............

خدا نگهدار همتون باشه

يا حق(گل)

 

راستي هر چه قدر هم كه مشكل داشته باشيم بايد خدا  رو شكر كنيم چون اگه اون هوامون رو نداشت

معلوم نبود الان كجا بوديم چي كار ميكرديم.....

پس همه باهم بلند ميگيم:

‹خدايا شكرت›

نوشته شده در یکشنبه هشتم دی 1387ساعت 10:12 توسط من| |

 

سلام

امروز میخوام در مورد یه موضوع متفاوت آپ کنم!!!!!!

 

.......عشق.......

 

اینکه اصلا عشق چیه؟

اصلا وجود داره؟

به نظر من که دیگه تو این دوره زمونه عشقی وجود نداره

یه پسری با یه دختری با هم دوست میشن بعد اسمش رو میذارن عشق!!!!

در حالی که اگه عشق بود طرف قبلش با ۶۰ نفر نبود

اگه هم رابطشون به هم میخورد بعد از مدتی دوباره با ۶۰ نفر دیگه نمیرفت!

عشق بزرگتر از این حرفاس

نمیخوام بگم خودم میدونم عشق چیه٬ ولی حداقل این چیزایی که

جوونای امروزی گذاشتن نیست!اگه یه نفر واقعا عاشق باشه اگه رابطش

به هم خورد بعد از مدتی دوباره نمیرفت سراغ یکی دیگه

یا به قول خودشون اگه عشقشون دیگه نخواست باهاشون بمونه فوری فحش کشش

نکنن یا زندگیش رو به هم نریزن٬حتی اگه طرف یگه دوستش نداشته باشه!!!!

من خودم اینا رو با چشمای خودم دیدم........

شاید  دو نفر وقتی با هم هستن احساسی نسبت به هم داشته باشن٬احساسی

که فکر کنن اسمش عشقه!!!!

در حالی که عشق نیست٬هوسه یا خوش گذرونییییییی!!!!!

اگه الان هم یه کم بگردین تو اینترنت میبینین که پر شده از این وبلاگهای

 به ظاهر عاشقانه!!!!

من که نمیدونم چی بگم!!!!!گاهی وفتها خندم میگیره یا بهتر بگم حرصم

میگیره که اینجوری شدهخداااااااااا

بقیه آپ باشه واسه بعدا فعلا دارم آتیش میگیرم

عکس مناسب هم نیست!!!!!

همش عکس عاشقونه

بی خیال

یا حق

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آذر 1387ساعت 10:31 توسط من| |

سلاااااااااااااااااااام

تو این مدت دلم اینقدر براتون تنگ شده بود که نگو

دق کردم تو خونهمن نمیدونم این دخترا چه گناهی کردن

بی خیال خودتون چه طورید؟احوالتون خوبه؟این مدت که من نبودم

چی کار کردین؟شنیدم تولد عروسک خدا بودهاما من نبودم میدونم

جام خالی بودمیدونم دیر شده اما میگمتولدت مباررررررررک

از بقیه دوستام هم خیلی ممنونم که تو این مدت منو فراموش نکردن

خوب بازم باید برم اما خوشحال شدم که بعد از مدتها اومدم پیشتون

مواظب خودتون باشین

یا علییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم مهر 1387ساعت 17:3 توسط من| |

 

سلااااااااااااااام

خوبییییییین؟

من بالاخره برگشتمآخی دلتون برام تنگ شده بود؟

من رفتم مشهد جای تک تکتون خالی بود خیلی خوش گذشت فقط یه کمی شلوغ بود البته

 از کمی اونورتر بودااااااااااا

دلم میخواد بازم برمممممممممممممخدا قسمت همتون بکنه برین آدم اونجا سبک میشه

 خیلی با صفاست به آدم روحیه میده

خوب دیگه من زیاد نمیتونم بمونم فقط اومدم ارادتی خدمت دوستانه گلم بکنم

برم دیگه

یا علیییییییییییییییییییییی

نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 20:28 توسط من| |

 

سلااااااام دوستای گلم

اومدم یه خبر خوب بهتون بدم من قراره ۱۶ مرداد برم مشهد اینقدر

خوشحالم که نگواما یه خبر بد هم دارم من دیگه معلوم نیست کی

بیام نت یه چندروزه دیگه هستم و دیگه میرم

دلم برا همتون تنگ میشهراستی رفتم مشهد برا همتون دعا میکنم

 که هر حاجتی دارین براورده بشه و قسمت شما هم بشه بیاین مشهد

 مخصوصا شما عروسک خدا

خوب دیگه هر اومدنی یه رفتنی داره اما بهتون سر میزنم ولی دیر

به دیر

موفق باشین

یا علیییییییییییییییییییییی

راستی حلالم کنیدا هر خوبی بدی دیدن به بزرگیه خودتون ببخشید

نوشته شده در یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 13:19 توسط من| |

 

سلام دوستای گلم ببخشید یه چند وقتی نبودم!اصلا حس به روز کردن وبلاگ رو

نداشتم!میدونین این چند وقته اصلا حالم خوب نبوده بهتون که گفتم دلم میخواد برم

مشهددیگه آروم و قرار ندارم دلم میخواد برمبابام داره سعی میکنه بلیط قطار

 پیدا کنه ولی پیدا نکردهخدا من میخوام برم مشهددیشب که فهمیدم گرفتن

 بلیط قطار سخته اشک تو چشمام جمع شددلم میخواست زمین دهن باز میکرد

میرفتم توشیا امام رضا دلم برات یه ذره شده میدونی چند وقته نیمدم پیشت؟

میدونی تنها مونسمی؟تنها کسی که میتونم باهاش درد و دل کنم

شاید قسمته که نریمولی حتی فکر اینکه نمیرم مشهد هم دیوونم میکنه

خیلی خستممممم از همه چی! میخوام برم پیش امام رضا تا آرامش بگیرم

تا درد و غمم یادم برهولی انگار باید این آرزو رو هم مثله بقیه آرزوهام فراموش

کنمخدایا میدونم تو چاره ی همه دردایی میدونم تو تنها یاور مایی میدونم به جز

تو هیچکس دیگه تو این دنیا به فکر ما نیست میدونم قادری توانایی هر کاری که

بخوای میکنی پس این این آرزوی من حقیر رو هم بر آورده کن

دیگه طاقت ندارم

خدایا راضیم به رضای تو

دوستای گلم دعام کنید

یا علییییییی

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 13:13 توسط من| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ


جدیدترین قالبهای بلاگفا


جدیدترین کدهای موزیک برای وبلاگ